|
نگاهم را رو به آسمان ميگيرم
آري چه زيباست اين آسمان مينايي
ديدگانم را از آسمان ميگيرم
چشم به راهي كه در پيش دارم ميدوزم
به راهي كه آمدهام و به راهي كه بايد بپيمايم
اين راه رفتنيست
چشمانم را ميبندم
نوازش بال فرشتگان آسماني را بر صورتم حس ميكنم
دستانم را از هم ميگشايم
همچون پرندگان
در خيال خود پرواز مي كنم
مي روم تا انتهاي افق زيبايي كه در برابرم است
مي روم تا نور
آغوش خود را براي در آغوش كشيدنش ميگشايم
نور را در آغوش ميگيرم
چشمانم را كه باز ميكنم
آغوشي پر از عشق را حس ميكنم
نياز به پيمودن راهي دراز نيست
نياز به پرواز تا بيكران نيست
عشق در همين نزديكي است
كافيست آغوشت را براي در بر گرفتن عشق بگشايي
با عشق...
بسان پرندهاي ميماني با بالهاي گشوده
نياز به پريدن نيست
با دلي صاف
مي روي تا نور
تا عشق
و اين راز جاودانگي عشق است
عشق در همين نزديكيست
كافيست دستانمان را از هم بگشاييم
چشمانت را ببند
بوي دلنشينش را حس ميكني
دلت را پذيراي حضور عشق
پذيراي حضور حضرت دوست
پذيراي نور
پذيراي زيبايي
و پذيراي آنچه دوست مي داري بگردان
زندگي زيباست
اگر عشق در آن جاري باشد
سبز باشيد... |